X
تبلیغات
رایتل

باد صبا

دکتر شریعتی:خدا نکندعقده های کسی به عقیده اش تبدیل شود .در برابراین آدم ها هم فقط باید خندید .

شعر

حالا بگذار باد بیاید...
حالا دیدارِ ما به نمی‌دانم آن کجای فراموشی
دیدار ما اصلا به همان حوالی هر چه باداباد
دیدار ما و دیدارِ دیگرانی که ما را ندیده‌اند.
پس با هر کسی از کسان من از این ترانه‌ی محرمانه سخن مگوی
نمی‌خواهم آزردگانِ ساده‌ی بی‌شام و بی‌چراغ
از اندوهِ اوقات ما با خبر شوند!
قرارِ ما از همان ابتدای علاقه پیدا بود
قرارِ ما به سینه‌سپردن دریا و ترانه تشنگی نبود
پس بی‌جهت بهانه میاور
که راه دور و
خانه‌ی ما یکی مانده به آخر دنیاست!
نه، ...
دیگر فراقی نیست
حالا بگذار باد بیاید
بگذار از قرائت محرمانه‌ی نامه‌ها و رویاهامان شاعر شویم
دیدار ما و دیدار دیگرانی که ما را ندیده‌اند
دیدار ما به همان ساعتِ معلوم دلنشین
تا دیگر آدمی از یک وداع ساده نگرید
تا چراغ و شب و اشاره بدانند که دیگر ملالی نیست!

(سید علی صالحی)

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 14:23 | نویسنده: علی کاظمیان | چاپ مطلب
نظرات (5)
پنج‌شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1392 21:05
قاسمی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام ....
از حسن سلیقه شما بابت انتخاب این شعر زیبا ممنونم ... یکی از اشعار بسیار زیبای سید علی صالحی است
...
رارِ ما از همان ابتدای علاقه پیدا بود
قرارِ ما به سینه‌سپردن دریا و ترانه تشنگی نبود
پس بی‌جهت بهانه میاور
که راه دور و
خانه‌ی ما یکی مانده به آخر دنیاست!
نه، ...
دیگر فراقی نیست
حالا بگذار باد بیاید
پاسخ:
سلام داداش.ممنونم از لطفتون منم وقتی این شعر را دیدم خیلی به دلم نشست...شاد باشی و سلامت
پنج‌شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1392 22:05
هادی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستید.

********
سلام بر شما داداش علی عزیز و بزرگوار امید که ایام به کامتان شیرین باشد. شعر زیبایی گذاشتید
به امید فردایی روشنتر از امروز برای شما...بدرود
پاسخ:
سلام هادی جان ممنونم از لطفت عزیز امیدوارم شما هم همواره شاد باشی و سلامت
جمعه 15 شهریور‌ماه سال 1392 11:43
رضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
و آنـگاه که خداونـد سکـوت را آفریـد ...(1)


سکوت، یعنی گفتن در نگفتن، یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف، یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالائی قلبِ مادر در تنهائی محض.

سکوت در مکالمه تلفنی، یعنی تردید یا مزاحمت، یا شرم.

هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هاست.

موسیقی، یعنی سکوت بعلاوه سکوت های شکسته شده ی موزون.

سکوتِ آرام کتابخانه، یعنی رعد و غرش نهفته ی تمامِ حرف های فشرده ی عالم، در پیش از این.

سکوتِ شاهد، یعنی شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان.

سکوتِ محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گریه درون.

سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.

بعضی سکوت را به رشوه ای کلان می خرند و با سودی سرشار، به اسم حق السکوت، می فروشانند.

سکوتِ عاشق در جفای معشوق، یعنی پاس حرمتِ عشق.

سکوت، در خود گریه دارد ولی گریه، با خود سکوتی ندارد.

بعضی با سکوت آنقدر دشمنند که حتی در خواب هم آنرا با پریشان گوئی می شکنند.

سکوتِ در بیمارستان، بهترین هدیه ی عیادت کنندگان است.

آدم، بسیاری حرف ها را که می شنود، آرزو می کند کاش بشر گنگ و ساکت بود.

ایرانی ها، از قدیم معنی سکوت و سخن بخردانه گفتن را خوب بلدند، اشکال فقط در استفاده گاه و بیگاه از این دو نعمت، به جای هم است.

آنان که حرمت سکوت را پاس می دارند، بیش از حرّافانِ حرفه ای، به بشر امیدواری می دهند.

وقتی خدا بخواهد فساد کسی را برملا کند، نعمتِ سکوت را از او سلب می کند.

سکوتِ قاضی، رعب آورترین سکوتِ زمینی است، وقتی بدانی گناهکاری.

سکوتِ وداعِ واپسین دیدار دو دلدار، همیشه مرطوب است.

سکوتِ یک محکوم به مرگ، پر از پشیمانی لزج است.

خیالتان آسوده، سکوتِ مرگ، سرد و منجمد است، ولی شکستنی نیست.

زیر زمین خانه های قدیمی تمام مادر بزرگ ها، سرشار از سکوتِ ترشی سیر، انار خشکیده، سرکه ی انگور، عروسک ها و دوچرخه دوران بچگی است.
پاسخ:
سلام و سپاس رضا جان
شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1392 10:16
یاسی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام جناب کاظمیان
حال شما؟
شعر زیبایی بود
با اشعار علی صالحی آشنایی کمی دارم
شاد و سلامت باشید
پاسخ:
سلام دوست عزیز ممنونم از لطفتون منم این شعر را خیلی دوست دارم.شاد باشی و سلامت
یکشنبه 17 شهریور‌ماه سال 1392 17:58
داریوش ملک پور
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام به روزم با احترام دعوتید
پاسخ:
سلام چشم حتمن خدمت میرسم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد