X
تبلیغات
رایتل

باد صبا

دکتر شریعتی:خدا نکندعقده های کسی به عقیده اش تبدیل شود .در برابراین آدم ها هم فقط باید خندید .

آتشی در نیستان

یک شب آتش در نیستانی فتاد.

سوخت چون اشکی که برجانی فتاد

شعله تا سرگرم کار خویش شد.

هر نیی شمع مزار خویش شد.

نی به آتش گفت کاین آشوب چیست؟

مر ترا زین سوختن مطلوب چیست؟

گفت آتش بی ثمر نفروخته ام.

دعوی بی معنی ات را سوختم.

زان که گفتی نیم با صد نُمود.

همچنان در بند خود بودی که بود.

مرد را دردی اگر باشد خوش است.

 درد بی دردی علاجش آتش است 

من فکر میکردم این شعر مربوط به مولانا است ولی یکی از دوستان اصلاح کردن و گفتن شعر مربوط به محمد جعفر قرا گوزلو هست.از دوست عزیزم ممنونم.



 

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 13 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 17:22 | نویسنده: علی کاظمیان | چاپ مطلب
نظرات (36)
چهارشنبه 13 آذر‌ماه سال 1392 17:29
NAZANIN
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.خوفی؟؟؟؟
وبلاگت خیلی خوشکله،قالبت هم ساده اما قشنگه بهت تبریک میگم.
من یه سایت تفریحی دارم توش عکس فیلم جوک اس ام اس و... هست هم میتونی تو بخش نام نویسی عضو بشی و پست بزاری تا بقیه هم ببینن هم میتونی به عنوان منبع مطالب وبلاگت استفاده کنی.منتظرتم گلم
پاسخ:
سلام... حتمن سر میزنم...سپاس
چهارشنبه 13 آذر‌ماه سال 1392 17:30
عبدالرضا قاسمی
امتیاز: 1 0
لینک نظر
زندگی شوق رسیدن به همان فردایست
که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی و نه در فردایی
ظرف امروز پر از بودن توست
زندگی را دریاب.......

درود علی جان .
آنقدر از این عکس انرژی گرفتم که خدا می داند . به حسن سلیقه ات تبریک می گویم .
شعر نیز خوب انتخاب شده .آتشی در نیستان ( شعر از مولوی ) نام آلبومی است که بر پایهٔ هم‌نوازی سه‌تار در سال ۱۳۶۷، با صدای شهرام ناظری و سرپرستی و آهنگسازی جلال ذوالفنون اجرا شده‌است. برخورداری از ریتم صحیح، متنی قوی و لحنی سوزان در این آلبوم، باعث شده تا آتشی در نیستان اثری بی‌بدیل باشد. آتشی در نیستان یکی از ماندگارترین آثار شهرام ناظری است.
پاسخ:
سلام داداش...خوشحالم که پسند کردی...اطلاعاتتونم ماشاالله کامله ...شاد باشی و سلامت
چهارشنبه 13 آذر‌ماه سال 1392 17:59
نگین سلیمان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مرد را دردی اگر باشد خوش است.
درد بی دردی علاجش آتش است
سلام
این بیت از همه بهتر بود.
به قول آقای قاسمی شنیدن این شعر با صدای شهرام ناظری در آلبوم آتش در نیستان...
آتش یکی از چهار عنصر اصلی جهان است : آب و باد و آتش و خاک
اما خدا نکند انسانی با این آتش ، آتش افروزی کند...
دست شما درد نکنه
موفق باشید.
پاسخ:
سلام و سپاس ازکامنت زیبایت سید جان...شاد باشی و سلامت
چهارشنبه 13 آذر‌ماه سال 1392 18:30
جستجوگر کویر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست عزیز. این شعر از مولانا نیست این شعر از ملامحمدجعفر قراگوزلو معروف و متخلص به " مجذوب علیشاه" هستش. میتونی به دیوان مجذوب علیشاه یا اینترنت مراجعه کنی. بصورت خصوصی نوشتم تا در صورت تایید اصلاح فرمایید.
پاسخ:
سلام دوست عزیز ممنونم از لطفت من تایید میکنم تا برای دیگران هم آموزنده باشد شما خیلی بزرگوار هستید که خصوصی به من این نکته را گفتید.من با سرچ در گوگل این شعر را پیدا کردم ....سپاس
چهارشنبه 13 آذر‌ماه سال 1392 19:10
سیاره ونوس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
اول که داشتم شعر رو می خوندم عکس هنوز کامل باز نشده بود اما بعد با دیدن عکس و سنخیتی که با مطلب داشت سر ذوق اومدم . خیلی عالی بود .
پاسخ:
سلام خواهر عزیز خوشحالم که پسند کردید...شاد باشید و سلامت
پنج‌شنبه 14 آذر‌ماه سال 1392 00:13
هادی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
جهان غم نیرزد به شادی گرای
نه از بهر غم کرده اند این سرای
جهان از پی شادی و دلخوشی است
نه از بهر بیداد و محنت کشی است
نباید به خود بر ستم داشتن
نباید به خود درد و غم داشتن
دلی را که سرمایه زندگیست
به تلخی سپردن نه فرخندگیست
(نظامی)
سلام بر داداش علی عزیز حال شما؟
امید که در کنار خانواده محترم سلامت و سربلند باشی.
شعر قشنگ و پر مفهومی از مولانا گذاشتی .عکس جالبی هم هستش سپاس
ضمنا عذر بنده را از بابت تاخیر در عرض ادب پذیرا باش
پایدار باشی
پاسخ:
سلام هادی جان شما لطف داری داداش.دلمون برات تنگ شده بود خوشحالم که بر گشتی...اختیار داری...شاد باشی و سلامت
پنج‌شنبه 14 آذر‌ماه سال 1392 01:08
فاطمه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام علی آقا
توی این هوای سرد پاییزی دیدن این شعله های آتیش چه حس خوبی به آدم میده
حسابی گرممون شد

شعر مولانا هم خیلی جالبه اون قسمت که میگه
مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است

اگه بنده خدا مولانا الآن زنده بود می گفت

مردی را دیدم که خوش بود از دردها
مرد بی درد را گشتم نبود
پاسخ:
سلام فاطمه خانوم ...خوشحالم که گرمت شد من و آقای قاسمی هم همین حس را داشتیم...واقعن که همینطوره....
پنج‌شنبه 14 آذر‌ماه سال 1392 06:33
حمید ساکت
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام . علی آقای عزیز ما رو بردی به قدیما . همه ی دنیا هم جمع بشن دیگه نمی تونه یه همچین شعری گفته بشه . غرور و دربند خویش اسیر شدن رو باید آتشی بسوزاند ، تازه اگه شانس آورد و گرنه همچنان در اسارت و بندگی خویش خواهیم ماند .
پاسخ:
سلام حمید جان ممنونم از کامنت زیبایت...منم با شما موافقم
پنج‌شنبه 14 آذر‌ماه سال 1392 13:20
گلناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راه که میروی ، عقب می مانم
نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم
میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم
میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد …
تو فقط برای منی !
پاسخ:
سپاس
پنج‌شنبه 14 آذر‌ماه سال 1392 13:27
نگین سلیمان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست عزیز
من همیشه به روزم
اون پستی که شما براش کامنت گذاشتی ، اون پست ثابت منه.
پس لطف دوباره تشریف بیاورید.
متشکرم.
پاسخ:
سلام سید جان شرمنده ...بگذار به حساب حواس پرتی من ...چشم حتمن خدمت میرسم...
پنج‌شنبه 14 آذر‌ماه سال 1392 15:12
حجستجوگر کویر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام. هم تصویر بسیار زیبایی رو انتخاب کردی و هم شعری دلنشین و پر از مفهوم. همونطور که دوستان اشاره کردن شنیدن این شعر با آواز استاد شهرام ناظری و البت با همراهی سه تار استاد جلال ذوالفنون دلها را بسیار گرم خواهد کرد.
برقرار باشید.
پاسخ:
سلام و سپاس از کامنت زیبایتان...
جمعه 15 آذر‌ماه سال 1392 12:02
احمد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام و درود
کماکان سرزنده و مستدام باشید.
[گل][گل]

((روزگار کودکی))
روزگارِ کـــــــــودکی، عهد صــــــــــــفا و زندگی
شیرین تر از شهــــــد و عسل، در پایگاه بندگی...
پاسخ:
سلام ...امیدوارم که شما هم شاد باشی و سلامت
شنبه 16 آذر‌ماه سال 1392 01:12
حاج محمد میرزاوند
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام:علی جان حال آتش به پا می کنی بسیار زیبا است
پاسخ:
سلام حاجی عزیز ممنونم از لطفت ...آقای داودوندی آش را به پا کرده...شاد باشی و سلامت
شنبه 16 آذر‌ماه سال 1392 11:06
چقد سخته جدا بودن
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
قشنگه
پاسخ:
سلام...سپاس
شنبه 16 آذر‌ماه سال 1392 16:17
نرگس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
زندگی در گذر آینه ها جان دارد

با سفرهای پر از خاطره ایمان دارد

زندگی خواب لطیفیست که گل می بیند

اضطراب و هیجانیست که انسان دارد

زندگی کلبه ی دنجیست که در نقشه ی خود

دو سه تا پنجره رو به خیابان دارد

گاه با خنده عجین است و گهی با گریه

گاه خشک است و گهی شر شر باران دارد

زندگی حالت بارانی چشمان تو است

که در آن قوس و قزح های فراوان دارد

زندگی آن گل سرخیست که تو می بویی

یک سرآغاز قشنگیست که پایان دارد
پاسخ:
سپاس خواهر گرامی
شنبه 16 آذر‌ماه سال 1392 18:54
هوشنگ رئوف
امتیاز: 0 0
لینک نظر
علی جان شعر و آتش کاری کرد که نزدیک بودلخت بدون پیراهن سر به کوچه بگذرارم / دستت درد نکند راستی شاید نسل های بعد ما به این شیوه گرمای آتش را داشته باشند .
پاسخ:
سلام عمو جان خیلی خوشحالم که پسند کردی...هیچ بعید نیست از کار دنیا...شاد باشی و سلامت
شنبه 16 آذر‌ماه سال 1392 20:13
بانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شعله تا سرگرم کار خویش شد.

هر نیی شمع مزار خویش شد.

سلام آقای کاظمیان
شب بخیر
به قول فاطمه عزیز توی این روزای سرد عجب آتشی افروختی اینجا رو حسابی گرم کردی
شعر و تصویر تناسب زیبایی دارد دستت درد نکنه ..
من اجرای این شعرو با صدای زیبای استاد شهرام ناظری خیلی دوست دارم ممنونم انتخاب زیبایی بود .
ایام شاد...
پاسخ:
سلام بانو...خوشحالم که پسند کردی این شعر و عکسش ابتکار یکی از دوستانم بود و من فقط اجرا کردم...ممنونم از لطفت ...شاد باشی و سلامت
یکشنبه 17 آذر‌ماه سال 1392 10:41
یاسی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام جناب کاظمیان
حال شما؟
هم شعر و هم عکس بسیار زیبا
تو این هوای سرد به تنمون گرما بخشید
پاسخ:
سلام یاسی جان شکر اگر سرما خوردگی بزاره خوبیم .خوشحالم که خوشت اومده...شاد باشی و سلامت
یکشنبه 17 آذر‌ماه سال 1392 14:57
سپهوند (عجب حکایتی)
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام شعرزیبایی بود و اما این اتش چقد معروف شد روی صفحه دسکتاپم گذاشتمش البته من از وبلاگ امیررضا جون کپی گرفتم به هر حال متشکرم.
پاسخ:
سلام ممنونم از لطفتون منم بوسیله بابای امیر رضا متوجه این عکس شدم...خواهش...شاد باشی و سلامت
یکشنبه 17 آذر‌ماه سال 1392 17:43
نرگس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
انسانها در مجموع در طول زندگی سه حرکت دارند .

در عمق ، در سطح ، در ارتفاع

بیچارگان در عمق تبهکاری فرو می روند .

واماندگان در سطح روز مره گی های زندگی سرگردانند
و فرزانگان در آسمان بی کرانه ی عرفان پر وبال می زنند.
پاسخ:
سپاس نرگس خانوم
سه‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1392 10:46
جستجوگر کویر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام با "خیال" منتظر حضورتون هستم.
پاسخ:
سلام چشم حتمن خدمت میرسم
سه‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1392 15:32
نرگس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پنجـــــــره را باز کن

کمی از این هوای مطبوع استشمام کن

و بنــــــگر.....

بنگر به شقایق خشکیده روی طاقچه

شقایقی که تنها امیدش ، قطــره بارانی که قرار

است امشب ببارد

شب هاست که قرار است ببارد

اما تا امید هست زندگی باید کرد

چشم را برشقایق بسته ای

پنجره را بر باران نبند

مدت هاست که شقایق ، تشنه ی نوازش است

پس بگذار

بگذار لحظه ای مشاطه گر زمین وآسمان

شقایق رانوازش کند

زندگی ات را همراه با شقایق عاشق کن

"آری...تا شقایق هست زندگی باید کرد"




سلام اقای کاظمیان
روزتون به خیر و خوشی
امیدوارم هر چه زودتر حالتون خوب بشه و سرحال برگردید .
پاسخ:
سلام ممنونم از لطفت نرگس جان
سه‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1392 19:25
دخترزاگرس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام داداش علی خوبید الان....امیدوارم کسالتتون رفع بشه مراقب خودتون باشید.
پاسخ:
سلام آجی اگه بگم خوبم دروغ گفتم ...ممنونم از لطفت
سه‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1392 21:06
نگین سلیمان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
امیدوارم هرچه زودتر شفا پیدا کنید.
قرص و آمپول و شربت و شلغم و عسل و تخم مرغ آب پز و آش رشته و خوابیدن کنار بخاری یادت نره...
پاسخ:
سلام سید .ممنونم از لطفت چشم حتمن انجام میدم
سه‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1392 23:25
فاطمه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام علی آقا
انشالله که هر چه زوتر حالتون خوب بشه و این سرما خوردگی هم بره تا پشت کوه قاف

چند تا توصیه برای اینکه زودتر حالتون رو بهبود بره
حتما روزی سه بار از دمنوش آویشن استفاده کنید
شلغم پخته فراموش نشه
خوردن سیب مثل پنی سیلین در بدن عمل میکنه
دود کردن اسپند البته به شرطی که دودش زیاد نباشه برای ضدعفونی اتاق مناسبه
در بعضی از قسمتهای اتاق پیاز خرد شده و سیر بگذارید تا سرماخوردگی به افراد دیگه منزل منتقل نشه
حتما از مایعات گرم مثل چای کم رنگ و شیر و سوپ استفاده کنید
انشالله خیلی زود سلامتی حاصل میشه
پاسخ:
سلام فاطمه خانوم ممنونم از توصیه هات چشم حتمن انجام میدم...شما لطف داری
جمعه 22 آذر‌ماه سال 1392 14:15
سیاره ونوس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شاید امروز یکی از بدترین روزهای زندگی ام باشد ، دل کندن از وابستگی هایم ... نمیدانم چرا اما خودم به خودم آموخته ام که دور شوم از هرآنچه که از زندگی دورم میکند و عادتم میدهد و وابسته ام میکند . دنیای مجازی برایم دنیایی شیرین و خلوتی سرشار از حرفهای دلم بود . اما سیاره ونوسِ من بی هیچ دلیلی خاموش خواهد شد. بی هیچ دلیلی ... نمیدانم شاید هم روزی دوباره به این دنیا برگشتم اما مطمئناً دیگر با دلنوشته هایم به روز نخواهم شد که بی شک جایشان در دفتر خاطراتم محفوظ تر است . شاید روزی دوباره به روز شوم با وبلاگی ... اجتماعی ...شاید هنری ... شاید هم بومی ... شاید هم همراه طبیعت ... اما آنروز نمیدانم کی و کجا باشد نمیدانم دور باشد یا نزدیک ... سپاس از همراهی تو دوست مهربان و همدل
پاسخ:
سلام خواهر گرامی.واقعن ناراحت شدم.دلیل این کار را نمی پرسم چون خصوصی است.به امید بازگشت مجدد شما...شاد باشی و سلامت
جمعه 22 آذر‌ماه سال 1392 23:15
هادی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام بر داداش علی عزیز .چی شده قربان .بلا به دور باشه انشالله
چند وقتی نبودی جویای احوالت شدم گفتند بیمارید .انشالله که هر چه زودتر کسالت رفع شود و مجدد از مطالب شما بهرهمند شویم .
قربانت
پاسخ:
سلام هادی جان ممنونم از لطفت.گلو درد و سرماخوردگی شدید دارم.ولی به زودی برمیگردم...شاد باشی و سلامت
یکشنبه 24 آذر‌ماه سال 1392 22:57
فاطمه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام علی آقا
سرماخوردگیتون برطرف نشد؟؟؟؟؟؟
پاسخ:
سلام فاطمه خانوم بهترم شکر خدا ولی سرفه امانم را بریده همین روزها میام خدمتتون
دوشنبه 25 آذر‌ماه سال 1392 09:02
یاسی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام جناب کاظمیان
حال شما؟
بلا دوره
منم چند روزی بشدت سرما خوردم
هنوزم خوب نشدم. بیشتر مربوط به آلودگی هوا میشه
ایشالله زودتر خوب بشید تا دوباره نوشته های قشنگتونو بخونیم
روز خوش
پاسخ:
سلام ممنونم از لطفتون.بلا به دور...همچنین شما... شاد باشی و سلامت
دوشنبه 25 آذر‌ماه سال 1392 11:51
علی مومیوند
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست عزیر خوشحال می شوم اگر سایت من را لینک کنید به اسم خرید اینترنتی گردو ومغز گردو
دوشنبه 25 آذر‌ماه سال 1392 13:50
نرگس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
قلمت را بردار بنویس از همه خوبیها
زندگـــی ،عشق ، امیــــــد
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا هست
گل مریــــم ، گل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنــــــا بنویس ...
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبـی بنویس که چو یاقوت و شقایق ســـرخ است
بنویس از لبخنــــد
از نگاهی بنویس
که پر از عشق به هر جای جهان می نگرد....
قلمت را بردار روی کاغذ بنویس ...
زندگی با همه تلخی ها باز هم شیرین است!
پاسخ:
سپاس دوست عزیز
دوشنبه 25 آذر‌ماه سال 1392 19:22
سپهوند (عجب حکایتی)
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خدا بد نده انشالا که رفع کسالت شده .؟
پاسخ:
سلام دوست عزیز شکر خدا خوبم...ممنونم از احوال پرسیت
دوشنبه 25 آذر‌ماه سال 1392 19:58
فاطمه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام علی آقا
برای سرفه دم کرده آویشن خیلی مفیده
روزی سه بار و هر بار یک لیوان میل کنید
انشالله زود زود خوب میشید
پاسخ:
سلام فاطمه خانوم.ممنونم از راهنماییتون...چشم ...
سه‌شنبه 26 آذر‌ماه سال 1392 07:21
جستجوگر کویر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام. انشالله که کسالت رفع شده باشه و هرچه زودتر مهمان مطالب زیباتون باشیم.
پاسخ:
سلام.ممنونم از لطفتون.انشاالله سعی میکنم از فردا بیام خدمت شما و دوستان...
پنج‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1392 04:44
حمید ساکت
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام . پهلوان . امیدوارم حالتون خوب شده باشید . شدیدا منتظر هستیم . انشااله بلا بدور باشد
پاسخ:
سلام و سپاس حمید جان شکر خدا خوبم.شما لطف داری عزیز
سه‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1392 21:44
سمیه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دوستان. این شعر از دکتر نورعلی تابنده معروف به مجذوب علی گنابادی است.https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%87 عیب بزرگی است کتابی یا نوشته ای را مجازی یا حقیقی نشر بکنیم که اطلاعی از آن نداریم. اشکال وب لاگها همین است. هر کسی بدون دانش و تخصص وب لاگی ایجاد کرده و 99 درصدشان عاری از تحصیلات و تخصص مربوطه است و اکثر قریب به اتفاق مطالبشان هم غلط و معیوب است. اف بر ما و طرز فکرمان.
پاسخ:
دوست عزیز اول سلام دوم ممنونم از راهنمایی که از من کردید و مطلب جدیدی به من آموختید.سوم یکی از دوستان هم این مورد را تذکر داد با نامی دیگر و معروف به مجذوب علی شاه و من به اون اشاره کردم.من بی سواد من معیوب شما خوب باشید و ادب را رعایت کنید نقد کردن یک موضوع دیگر اوف و .. نداره در ضمن دلیل این همه عصبانیت را نمیدونم چیه خیلی ملو میتونستید این توضیح را بدین...از پاسخ بیشتر خودداری میکنم...شاد باشید و سلامت دوست تحصیل کرده و متخصص من
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد