سلام هموطن
گاهی
هنوز
برای نشستن
سهمی دارم
بر نیم کتی
که در سمت آفتاب گیر این پارک
مانده است
و کمی دویدن
در پاهایم به ذخیره
تا همین که غروب
پلک نشان داد
پروانه ها را جمع کنم
و به آغوش امن کلمات بروم
هنوز می توانم
با یک مداد و یک برگ کاغذ
زمستان را
به نا کجا آباد هرکجای ممکن
تبعید کنم
و شکل دهان تورا
از روی صدای پرندگان
طوری نقاشی کنم
که گوش تمام درخت ها
به سمت زبان شیرین تو باشد
هنوز می توانم
نه همیشه
گاهی که هوای تو
به سرم می زند .
شاعر :هوشنگ رنوف
در مسابقه بین شیر و گوزن، بسیاری از گوزنها برنده میشوند
چون شیر برای غذا میدود و آهو برای زندگی
پس
” هدف مهمتر از نیاز است “
معمولا در برهه هایی خاص همچون ماه های منتهی به انتخابات میزان حملات هکر ها و خرابکاران اینترنتی چندبرابر می شود. باید در نظر داشت این حملات اغلب به صورت فله ای صورت می گیرد و بنابراین ارتباط چندانی با محتوای سایت ها و وبلاگ ها ندارد. تجربه نشان داده است که برخی جریانات از ایجاد اختلال در هر سایت و وبلاگ با هر خط و مشی و جهت فرهنگی یا سیاسی، سود می برند.
به عنوان نمونه نشریه اینترنتی لور، با وجود خط و مشی عمدتا غیر سیاسی خود در سال 1388، در ایام انتخابات ریاست جمهوری به کررات از دسترس خارج شد و تا چند هفته بعد از انتخابات نیز با اخلال مواجه بود.
در هفته گذشته وبلاگ امیر رضا قاسمی یکی از وبلاگ های فعال ماه های اخیر هک شد و سایت "بیان لر" نیز خبر از حملات خرابکارانه داده است.
برخی حملات هدفدار هستند اما لربلاگ ها معمولا گرفتار تهاجم هایی می شوند که به صورت فله ای و به دنبال گل الود کردن آب انجام شده اند، به عرابت صریح تر، مثلا سیستم بلاگفا نواقصی دارد، اگر شما اشتباهات خاصی را انجام دهید (مثلا بدون کلیک بر روی کلمه خروج و فقط با بستن پنجره اینترنت اکسپلور از مدیریت وبلاگتان خارج شوید) به هکرهایی که برنامه ریخته اند وبلاگ های بلاگفا را آزار بدهند اجازه داده اید شما را هم به لیستشان بیافزایند.
با مختل شدن بخشی از وبلاگ ها و سایت ها، بر فعالیت دیگران نیز اثر گذاشته می شود با این تصور که وقتی بناست حاصل دسترنج مان اینگونه به یغما رود چرا باید برای فعالیت ها وقت گذاشت؟
توصیه می شود نکات امنیتی مربوط به اداره سایت ها و وبلاگ های خود را کاملا رعایت نمایید و با وجود این حتما اقدام به ذخیره رونوشت و پشتیبان از اطلاعات خود نمایید.
منیع:لور
هیچ چیز در طبیعت برای خود زندگی نمیکند
رودخانه ها آب خود را مصرف نمیکنند
درختان میوه خود را نمی خورند
خورشید گرمای خود را استفاده نمیکند
ماه ، در ماه عسل شرکت نمیکند
گل ، عطرش را برای خود گسترش نمیدهد
نتیجه : زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است
سپندارمذگان در ایران باستان، میان آریاییان روزی موسوم به روز عشق (سپندارمذگان یا اسفندارمذگان) بوده است. این روز در تقویم زرتشتی مصادف است با پنجم اسفند ماه و در تقویم جدید ایرانی، که شش ماه اول سال سی و یک روز حساب میشود، شش روز به جلو آمده و دقیقا مصادف میشود با 29 بهمن، یعنی چهار روز پس از روز ولنتاین فرنگی. زرتشیان جشن سپندارمذ (سپندارمذگان – روز زن و روز زمین) را هرساله در پنجم اسفند ماه برگزار میکنند.
«سپندارمذگان» جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند. جشن «سپندارمذگان» یا «اسفندگان»، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده است.
در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوانترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مىکشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آناند که پیکره بىموتور و موتور بىبدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمىرسند؛ بلکه ذرهاى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است. اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسانها - همه زنان و مردان - داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مىداند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.
ملت ایران از جمله ملتهایی است که زندگیاش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن میگرفتند و با سرور و شادمانی روزگار میگذراندهاند. این جشنها نشان دهندهی فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفهی حیات و کلاً جهانبینی ایرانیان باستان است.
برگرفته از وبلاگ:: چقدر سخته جدا بودن
این روز بزرگ را پیشاپیش به همه دوستان عزیزم تبریک میگم...
طنازی ابراهیم رها درخصوص پراید در روزنامه اعتماد
روزگار، ما را به جایی رسانده که به پراید نامه بنویسیم. (فکر کن!) پراید عزیزم، شنیدهام مرز هجده میلیون تومان را رد کردهای.ای قشنگتر از پریا از این به بعد، انصافا، تنها تو کوچه نریا. چون با این وضعیت زورگیری، اختلاس و... کلا بچههای محل دزدن و خدای نکرده زبانم لال یکجا تو رو میدزدند.
پراید خوبم، انژکتورت را قربان، ای لاستیکت تو حلقم، ای فدای برجستگی صندوق عقب تو، ای دور رینگت بگردم، فکر میکردی یک زمان به مدد تلاش شبانه روزی مسوولان هجده میلیون تومان بشوی؟!
ای پراید، ای نازنین، ای ماکسیما مخفی، ای طرح ژنریک بنز، ای پرادو مینیمال تو الان در شرایطی هستی که میتوان لنتهایت را طوطیای چشم کرد. تو الان در موقعیتی هستی که دود اگزوزت صد مرتبه از هوای فرحزاد مصفیتر است! تو چنان مقام و منزلتی داری که مردم عاشق جیب چاک تو هستند. یعنی قیمتت جیب جر میدهد، باقلوا! من در حسرت آن لحظه خواهم سوخت که سایپا سر در کارخانهاش بیلبورد بزند «این ور پراید اوفینا/ اون ور پراید اوفینا».
ای تراول چک متحرک، ای هر دور لاستیک تو شیش ماه کار کردن من، ای که دیروز در حد غضنفر بودی و امروز اما یک پا «ارزو» شدی. همینطور که در خیابانها حرکت میکنی و از مردم دل میبری به جان مسوولان با بالا گرفتن برف پاککنهایت دعا کن. آنها و فقط آنها چنان در حوزه اقتصاد کیمیاگری بلد بودند، که توانستند نه مس، که لگنی مانند تو را طلا کنند؛ طلای هجده عیار! باز من نمیدانم چرا این مردم ناسپاس از مسوولان انتقاد میکنند. قیمت پراید امروز، قیمت زانتیای یک سال پیش است. آیا این امر به راحتی به دست میآید؟ این دوستان ناممکنها را برای ما ممکن کردهاند. ای الهی آخ و همینطور بچهها متشکریم از بیخ.
طبق گفته عکاس این عکس ها این شیرماده پس از شکار آهو و شروع به خوردن آن متوجه می شود که شکارش باردار بوده است. بلافاصله از خوردن شکار دست بر میدارد و سعی می کند بچه را به شکم مادر برگرداند. پس از نا امید شدن از تلاش و اطمینان از مرگ بچه آهو، آن را آرام با دهانش بر میدارد و در کنار جسد مادرش می خواباند
طبق گفته عکاس او مدتی کنار آهو و بچه اش می نشیند و نظاره گر آنها می شود و سپس کمی آنطرف تر دراز کشیده و استراحت می کند عکاس در ادامه می گوید که حدود سه ساعت از خوابیدن شیر گذشت و ساکت بودن و بی حرکتی آن او را به شک انداخته بود تا اینکه دل را به دریا زد و به سمت شیر رفت. با رسیدن به شیر متوجه میشود که او مدتهاست در اثر فشار روحی سکته کرده و مرده است!!!
کجای شعر هایم خفته ای!
می کشم تاول تازیانه های کم لطفی ات را
به زیر نقاب خنده!
می ترسم !
می ترسم ،تاب کنایه نیاورم و
برخیزد سیلاب !
نوح خوابش بَرد و
تو ر ا آب!
شعر:زوشا بیرانوند
سومین جشنواره ملی موسیقی خنیاگران انقلاب اسلامی با معرفی نفرات برتر به کارخود پایان داد.
به گزارش میرملاس نیوز، سومین جشنواره ملی موسیقی خنیاگران انقلاب اسلامی امروز (جمعه ۲۰ بهمن ماه) با برگزاری مراسم اختتامیه و معرفی نفرات برتر پس از ۲ روز به کار خود پایان داد.
در بخش نوازندگی، رضا فردی از گروه «هرای» خراسان، احسان عبدی پور نوازنده سرنا از گروه «آساره» خرمآباد، داوود رضایی، نوازنده کمانچه از گروه «سیمره» کوهدشت، شهرام فرهادینیا، نوازنده دوتار از گروه «ندای جام » تربتجام و حامد فیضیان، نوازنده کمانچه گروه «آساره» خرمآباد برگزیده شدند.
در بخش آهنگسازی، گروه شاهنامهخوانی استان تهران، مهران غضنفری و مژگان خوشاندام از گروههای «سیمره» کوهدشت و «هرای» خراسان برگزیده شدند.
در بخش کرال، گروههای کُر حوزه هنری خراسان رضوی و «مهر وطن» کرمان به ترتیب دوم و سوم شدند و گروهی شایسته دریافت مقام نخست نشد.
در بخش گروههای جشنواره، گروه «سیمره» لرستان و «هرای» خراسان به طور مشترک اول، گروه «میسان» از خوزستان دوم و گروه «آساره» از خرم آباد سوم شدند.
به برترینهای این جشنواره تندیس و دیپلم افتخار به همراه هدیه نقدی اهدا شد.
منبع :میر ملاس
در پستهای بعدی عکسهای را که در این جشنواره گرفته ام را برای شما عزیزان به نمایش میگذارم
و اما چه تلمبه حیرتزایی!
قلب در هر تپش تقریبا نصف لیوان خون را در بدن پخش میکند و در هر دقیقه برابرست با 8 لیتر و یا هشت بطری یک لیتری و در هر ساعت حدود 500 لیتری یا 500 بطری یک لیتری و روزانه حدود 10.000 لیتر خون بوسیله این تلمبه درون رگهای شما هدایت میشود.
اگر هر وان حمام حدود 200 لیتر باشد و در طول عمر 60 ساله به طور متوسط قلب یک انسان 250.000.000 لیتر خون را تلمبه میکند
اگر هر استخر المپیک حدود 1.500.000 لیتر باشد ، پس در طول عمر 60 ساله ، قلب حدود 170 استخر المپیک را با خون پر خواهد کرد؛ که برابر است با 8500 تانکر تریلر . اگر تانکرها در یک ردیف در جاده قرار بگیرند ؛ طول آنها به 13 کیلومتر میرسد .
قلب روزانه صدهزار بار برای شما میتپد نه برای دعوا و درگیری و استرس و غم و غصه و حسادت و رقابت و دلهره و نگرانی وهمه بدی های دیگر
شاد وآرام وشکر گذار باشیم .... چون .... هنوز برای دل ... خودش میتپد
خاطره ای از رضا کیانیان: