باد صبا

دکتر شریعتی:خدا نکندعقده های کسی به عقیده اش تبدیل شود .در برابراین آدم ها هم فقط باید خندید .

گفت و گو ی اختصاصی “لهور”؛با مریم احسانی؛ مسئول برگزاری نمایشگاه عکس “از یاد رفتگان”

گفت و گو ی اختصاصی “لهور”؛با مریم احسانی؛ مسئول برگزاری نمایشگاه عکس “از یاد رفتگان”

          

پایگاه خبری " لهور "/علی کاظمیان :  در ازدحام کوچه های شلوغ این شهر، کسانی هستند که پریشانی خود را در باد و باران شانه می زنند و روی شانه های غم انگیزشان هیچ پرنده ای بال نمی زند. هیچ  درختی نمی روید تنها به نگاهی درمانده و دلی پریشان تر از بادهای کولی، روز را به شب، شب را به روز می رسانند. در عمق نگاه شان که می دوی به دورترین نقطه ی بی سوی دنیا پرتاب می شوی. پرتاب ات می کنند. این ها از یادرفتگان روزگارند. مردها و زن هایی که روزگاری آرزوهایی در دل داشته و خیالاتی در سرپرورانده اند که تو حتا باور نمی کنی. اما اکنون در این دقیقه های سکوت و تلخ کامی فقط سکوت می بینی و درد… درد می بینی  و تنهایی و دل آشوبه هایی که خوف شان را برای ماندن بیش تر و بیش تر می کند…

به سراغ شان می رویم اما نه دیداری که در کنارخود حس شان کنیم به سراغ لحظاتی که مریم احسانی و شاگردانش شکار کرده و با چشم دل کنار لنزهای سربی درکش کرده اند. با خبر می شویم که خانم مریم احسانی هنرمند خوب استان مان وهمسر احمد بیرانوند شاعر و نویسنده ی لرستانی دل را در صافی بی غل و غش هرچه عشق و مهربانی نهاده و ساعاتی از لحظات پراز دغدغه ی آن ها را ثبت نموده است. ما نیز به سوگندنامه ی دلی که مریم رقم اش زده است عشق می ورزیم و به نمایشگاه سری می زنیم. نمایشگاه از یادرفتگان. در نگاه اول از نام اش دلم هُری پایین می ریزد که در این شهر… دراین همه ازدحام و شلوغی آدمیان آیا این همه از یادرفته را می توان دید. که برمی خورم با عکس ها و دنیایی که نمی دانم نام اش را اگر تنهایی این همه ازیاد رفته بنهیم باز هیچ نگفته ایم…

 نمایشگاه عکس از یاد رفتگان؛ این عنوان، سوالات زیادی را به ذهنم خطور کرد..کنجکاوانه در نگار خانه ارشاد به سراغ خالق آن رفتم برای گزارش و مصاحبه ای با ایشان. به محض ورود به سالن متوجه شدم که افتتاحیه این نمایشگاه را از دست داده ام ولی بر خورد گرم و صمیمی تعدادی از عکاسان خالق این آثار ؛ نبودن روز گذشته را جبران کرد.با دیدن عکس های گرفته شده حالم خیلی دگرگون شد طوری که نمی توانستم بغض خود را پنهان کنم. بخصوص نوشته های که زیر عکس ها  بود ( کپشن ) نوشته هایی برای تکامل یک عکس که توسط خانم احسانی نوشته شده بود.دیدن عکس هایی که معلولیت زنان و مردانی را به نمایش گذاشته بود که حداقل سهم خود را از زندگی نگرفته بودند.یکی از دوستان خالق این آثار برای من شرح مختصری از این کار را داد که واقعن قابل تحسین بود…او گفت ما شاگردان خانم احسانی هستیم و برای پروژه پایان ترم تصمیم گرفتیم که به موسسه ی خیریه سمر رفته و از کسانی که  مردم آنان را فراموش کرده اند عکس بگیریم تا شاید تلنگری به افراد جامعه باشد تا آنان را بیش تر یاری دهند.او دوستانی را که در این مجموعه کار کرده بودند را به من معرفی کرد که عبارتند از:

بهزاد سلاحورزی ، سجاد بیرانوند،  امین شیرپور ، احمد داوری ،  فاطمه ولی زاده ،مریم رحمتی  و راضیه موسوی

در حال گفت وگو با آقای داوری بودم که خانم احسانی به جمع ما اضافه شدند همان طور که فکر می کردم انسان بسیار با شخصیتی بودند که با رویی گشاده  و حوصله به سئوالات من پاسخ دادند.

                 

*لطفن خودتان را برای خوانندگان لهور بیش تر معرفی کنید؟

- مریم احسانی هستم.دررشته گرافیک درس خوانده ام ؛ولی عکاسی دغدغه اصلی من بوده و دوره هایی را در زمینه ی عکاسی گذراندم.من متولد خرم آباد هستم ولی مدت زمان طولانی در این شهر نبودم.بعد از فارغ التحصیل شدن و گذراندن یک دوره کاری در شهرهای دیگر حدود دو ساله که به خرم آباد برگشتم. به محض ورود به خرم آباد به تحقیق در مورد این که فضای عکاسی در این جا چگونه است و با این هنر چه قدر آشنا هستند پرداختم.

*انگیزه شما از ارائه ی این نمایشگاه چه بوده است؟

-بعد از این که پی گیر شرایط عکاسی شدم ؛به این فکر افتادم که شاید بتوانم شرایط جدید هنر عکاسی وارد خرم آباد کنم . به همین جهت به حوزه هنری مراجعه کردم ….و این نمایشگاه در واقع حاصل یک ترم آموختن عکاسی بچه ها است ؛که به خاطر دغدغه های انسانی که داشتند پی گیر موسساتی شدند که در واقع کمتر به آن ها نگاه شده است.

موسسه ی سمر؛ یکی از همین موسساتی بود که ما با آن آشنا شدیم.بچه ها چند جلسه به دیدن موسسه رفتند و با محیط آن جا آشنا شدند؛بعد از آشنایی با محیط تصمیم به عکس گرفتن از آن جا گرفتندد؛به این انگیزه که مردم به بهتر زیستن همنوعان شان و افرادی که معلولیت ذهنی دارند بیش تر کمک کنند و به چنین مکان هایی سر کشی بیش تری داشته باشند شاید بیش تر به آدم هایی که شبیه ما نیستند، فکر کنیم .

*از طرف موسسه ی سمر و ارشاد همکاری های لازم با شما شد؟

-با این که مسئولان سمر دائم در حال برنامه ریزی برای امورات شخصی بچه ها هستن همکاری خیلی خوبی با ما داشتند؛که جا دارد در این جا از خانم محمودی و همکاران شان که این موسسه را با این که زیر نظر بهزیستی است به صورت خصوصی اداره می کنند تشکر لازم را داشته باشم.ارشاد هم لطف کرد و زمان یک هفته ای را بابت دیدن این موضوع به ما اختصاص داد.

*از روند کلاس ها برای علاقه مندان توضیح بیشتری به خوانندگان ما بدهید؟

-ما سعی کردیم به دوره های متوالی و متفاوتی در کلاس ها برسیم.در ابتدا با مبانی عکس های دیجیتالی و شناخت دوربین های جدید که فاصله زیادی با دوربین های آنالوگ دارند را می آموزیم.آشنایی با خوانش عکس و این که عکس ها چه طور دیده می شوند و چگونه می توان یک عکاس خوب بود را آموزش می دهیم.در ترم بعد هنرجویان با نقد عکس آشنا می شوند.تاریخچه ی مختصری از عکاسی ؛آشنایی با مبانی پیشرفته دوربین های دیجیتال از دیگر موارد آموزش است. در ترم بعدی به موضوع مجموعه ها در عکاسی و نظریات عکاسی و در کل سعی می کنیم یک دایره ی گسترده از عکاسی را کوتاه کوتاه و بلند بلند آموزش دهیم.

*به نظر شما اطلاع رسانی در مورد این نگارخانه ضعیف نبود؟

-به خاطر سایر دغدغه های که در شهر وجود دارد ما مجبوریم شخصن یا به صورت گروهی در این مورد اطلاعات را به دیگران منتقل کنیم.  در این کار بچه ها هر کدام دوازده تا پانزده پوستررا که درحدود صد پوسترمی شد را در بین شهر تقسیم کردند.دعوت نامه هایی هم فرستاده شده و در کل سعی کردیم عامه مردم  به غیر از خواص که درگیر هنر هستند را به دیدن این کار دعوت کنیم.اگر شهرداری یا استانداری دغدغه هایی در این مورد داشته باشند می توانند با نصب بیلبورد و بنر در سطح شهر اطلاع رسانی کرده تا ما کمتر محدود شویم .

*آیا شما نمایشگاه های دیگری داشته اید؟

-در استان لرستان خیر ولی به صورت گروهی در مشهد و تهران نمایشگاه داشته ام.

*استقبال از نمایشگاه به چه گونه بود؟

-در روز افتتاحیه نمایشگاه خیلی خوب دیده شد و در کل با سئوالاتی که از دوستان داشتم راضی کننده بود.

*مهم ترین هدف شما در آینده چیست؟

-مهم ترین هدف من این است که بچه ها بتوانند به مرور زمان گروهی را تشکیل دهند که در کشور دیده شوند و امکان حضور و شرکت در جشنواره های داخلی و خارجی را پیداکنند  با این هدف که شهر ما در عکاسی قدرتمند شده و در آن پایگاه نقد عکاسی و تصویر دایر شود.

 *کلام آخر هر صحبتی که با خوانندگان لهور دارید بفرمایید؟

عکاسی دریچه ای است برای عمیق شدن در جهان فکری فرد و من به جوان های این شهر و نگاه های بکر و خلاقانه ای که دارند خیلی امیدوارم. برای همه آرزوی موفقیت دارم….

با سپاس از خانم احسانی و شاگردانش

زن که باشی و دستت به شانه نرسد، می شوی آیینه ی دق. دیگر کسی نمی پرسد که چندصبح از مادربودن ات گذشته و چرا ریخته شده ای در تختی که ریشه در خانه ات دارد!

این مرد منتظر است که بعد از گرفتن این عکس دونفره، طرح زن از گوشه ی بالای تخت بیاید پایین و دوباره بنشیند در میان خاطرات سال های گم شده ی پیش از آمدنش در این تخت ابدی!

 

        

                           بانو مریم احسانی و عکاسان شرکت کننده در نمایشگاه 

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1392 ساعت 10:39 | نویسنده: علی کاظمیان | چاپ مطلب
نظرات (19)
پنج‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1392 12:50
نگین سلیمان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست عزیز
برای شما و ایشان آرزوی موفقیت دارم
پاسخ:
سلام سید ممنونم از لطفت
پنج‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1392 18:55
بهاروند
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام جناب کاظمیان خیلی جالب بود ماشالله فعال شدی و جای خوشحالی دارد امیدوارم موفق باشید.
پاسخ:
سلام آقای بهاروند.ممنونم از لطفت.خوشحالم که پسند کردید...چه میشه کرد..........
پنج‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1392 22:16
علی مرادی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
علی جان ممنون از این نگاه مهربان و انسان دوستانه ات. و مرحبا به این خانم عکاس و نوع دوست.
امیدوارم که سفر آینده نزدیکم باز هم ایشون نمایشگاه داشته باشند و من هم بتونم بازدید کنم.

عکسها, عکسهایی هستند که آدم را به تاَمل وامیدارند. بسیار دردناک و تکان دهنده.
حتماً در سفر آتی و نزدیکم به این موسسه مراجعه میکنم

خدایا....پروردگارا.. به این بندگان بی گناهت شفا بده ای خدا!!! قسمت میدم به عظمت و کرامتت اگر شفا نمیدی حد اقل از درد و رنجشون کم کن و به کسانیکه که از این افراد مواظبت میکنند صبر و توان بیشتر عطا کن.
پاسخ:
آمین...سلام علی جان خیلی خوشحال شدم که از راه دور هم ما را فراموش نکردی.انشاالله با هم بریم بهشون سر بزنیم .باید از خانوم احسانی تشکر کرد که این ایده را داده اند...امیدوارم همیشه شاد باشی و سلامت
جمعه 6 دی‌ماه سال 1392 10:57
جستجوگر کویر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست عزیز.
واقعن خسته نباشید میگم. از چه موضوع قشنگی خبر تهیه کردین. گزارش شما به حدی جالبه که انگار خود ما بازدید کننده نمایشگاه بودیم. به خانم احسانی و عکاسان همراهشون هم خسته نباشید میگم.
پاسخ:
سلام دوست خوبم ممنونم از لطفتون...
جمعه 6 دی‌ماه سال 1392 12:00
رضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یه دختر وقتی دلش میاد بعد از شکستن یه ناخنش 9 تای دیگه رو هم کوتاه کنه
ببین وقتی دلش بشکنه چیکارا که نمی کنه...!!!!

~ .~ . ~ . ~ . ~ . ~

یه رفیق داشتم اﺳﻢ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺳﺎﻡ ﺑﻮﺩ …:|
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نه خدایی ﺳﺎﻡ ﺍﺳﻢ ﺑﺎﺑﺎست ﺁﺧﻪ ؟
ﺍﺻﻐﺮ ﺍﺳﻢ ﺑﺎﺑﺎست ! اصغررررررررر

~ .~ . ~ . ~ . ~ . ~


.انواع دوست از دیدگاه یک دانشجوی دختر:

دوس اجتماعی

دوس معمولی

جاست فرند

این که فابریکمه

این مثه دادشمه

این که اصن حسابش جداست

این که اصن تو این فازا نیست

/میدونی این چن سال ازم کوچیکتره /بزرگ تره ؟؟

دوست جون

درحد اس ام اس فرند

فقط تلفنی فرند

دلقک فرند

دربست فرند

فست فود فرند :| :|


~ .~ . ~ . ~ . ~ . ~

تو این فیلم خارجیا که نشون میده مادر و پدره دعواشون میشه یه دفعه بچه میگه : مامان بابا بس کنید من خستم … انقدر دعوا نکنید !!! بعد پدر و مادره شرمنده میشن و دیگه دعوا نمیکنن …
خواستم بگم اینا همش دروغه من اینکارو کردم اون وسط یه کتکی از هردوشون خوردم که تا یه هفته به دیوار سلام میدادم !

~ .~ . ~ . ~ . ~ . ~

بعضی وقتا عقل حکم میکنه از خر شیطون بیای پایین
سوار اسب شیطون شی !!!

~ .~ . ~ . ~ . ~ .

یه بیماری ای هست اسم نداره اما نتیجه ش نگه داشتن شیشه عطرها و اسپری های تموم شده س . . .

~ .~ . ~ . ~ . ~ . ~


آقایون وقتی یه خانم بهشون میگه سردمه به سه دسته تقسیم میشن
:
1- زرنگایی که بغلشون میکنن
2- اونایی که ژاکتشونو میدن

3- دسته سوم به دو دسته تقسیم میشن :
احمقایی که میگن : منم سردمه!
بیشعورایی که میگن : هیچم سرد نیست!

~ .~ . ~ . ~ . ~ . ~

یه جوری راجبه دونه های انار میگن با نظم و ترتیب یک جا نشسته
که انگار دونه های ذرت شلوارک پوشیدن تو خیابون فوتبال بازی میکنن...
پاسخ:
سپاس رضا جان
جمعه 6 دی‌ماه سال 1392 12:30
رضا
امتیاز: 0 1
لینک نظر
سلام علی جان

خوبی؟
چرا؟
مگه اتفاقی افتاده که تحملت پایین امده؟
پاسخ:
سلام رضا جان نه اتفاق خاصی نیفتاده .بعضی وقتها زندگی مثل سوهان اعصابت را میتراشه........
شنبه 7 دی‌ماه سال 1392 19:00
سپهوند (عجب حکایتی)
امتیاز: 1 0
لینک نظر
سلام و خسته نباشید
جالب بود ممنون ...
پاسخ:
سلام ممنونم از لطفتون ...سپاس
یکشنبه 8 دی‌ماه سال 1392 21:38
بانو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آقای کاظمیان گرامی
شبتان بخیر
با آرزوی موفقیت برای سرکار حانم احسانی و با تشکر از گزارش جالب و تامل برانگیز شما .مثل همیشه بسیار عالی بود .سپاس
ایام شاد وپر امید...
پاسخ:
سلام دوست خوبم.ممنونم از لطفت....شاد باشی و سلامت
یکشنبه 8 دی‌ماه سال 1392 22:31
دانیال رحمانیان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
جالب بود
پاسخ:
سلام.سپاس
دوشنبه 9 دی‌ماه سال 1392 05:54
حمید ساکت
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام . علی آقای اکتیو . گزارش زیبات رو تو لهور خوندم . دست تو و این بچه های گل درد نکند . چه دوربین های نزدیک بینی دارن این عزیزان .
پاسخ:
سلام حمید جان ممنونم از لطفت.دست دوستان درد نکنه من کاری نکردم...شاد باشی و سلامت
دوشنبه 9 دی‌ماه سال 1392 16:56
یاسی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام جناب کاظمیان
حال شما؟
واقعا جای بسی خوشحالی که دوستی مثل شما فعال و پویا دارم
به خودم تبریک میگم
گزارش بی نظیری بود
و همینطور ممنون از سرکار خانم احسانی و عکاسان و دیگر دست اندرکاران
اما از دیدن عکسها خیلی متاثر شدم
شاد و سلامت باشید
پاسخ:
سلام یاسی جان ممنونم از لطفت.شکر خوبیم.شما محبت داری کاری نکردم زحمت کار را دوستان عکاس کشیده اند.شما هم شاد باشی و سلامت
دوشنبه 9 دی‌ماه سال 1392 17:19
سایه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام برشما
ودرودبرتمام کسانی که قصدخدمت به انسانهارادارند.موفق باشید.
پاسخ:
سلام دوست عزیز...از جانب دوستان ممنونم...شاد باشی و سلامت
دوشنبه 9 دی‌ماه سال 1392 18:37
دخترزاگرس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ای امام الرئوف! همراه با کبوتران حرمت، محزون و گریان دل را به دور بارگاه تو پر مى دهیم تا با زمزمه ملائک همراه شویم.
پاسخ:
سلام و سپاس برای کامنت زیبایتان
سه‌شنبه 10 دی‌ماه سال 1392 12:31
مهنازضرابی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام جناب کاظمیان
مطلب جالب ومفیدی بود .بهره بردم.خسته نباشید
پاسخ:
سلام خانم ضرابی ممنونم از لطفتون سپاس
چهارشنبه 11 دی‌ماه سال 1392 22:30
امیر بهلولی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
برای شما علی جان و خانم احسانی بزرگوار آرزوی موفقیت دارم.
پاسخ:
سلام و سپاس از لطفت امیر جان
پنج‌شنبه 12 دی‌ماه سال 1392 01:04
فاطمه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بر در دوست به امید پناه آمده‎ایم

همره خیل غم و حسرت و آه آمده‎ایم

چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان

لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ‎ایم

سلام علی آقا
شهادت امام رضا(ع) تسلیت.
پاسخ:
سلام فاطمه خانوم ...همچنین بر شما تسلیت باد...
جمعه 13 دی‌ماه سال 1392 10:19
رضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اندر وصف مردان بعد از فوت همسر

مردها کاین گریه در فقدان همســــــــر می کنند
بعد مرگ همســـــــر خود ، خاک بر سر می کنند
خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل مـــی برند
دشت داغ سینــه ی خـــــود ، لاله پرور می کنند
چون مجانین خیره بر دیوار و بر در مــی شوند
خاک زیر پای خود ، از گریه ، هــــی تر می کنند
روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت می کنند
دیده را از خون دل ، دریای احمـــــر مــــی کنند
در میان گریه هاشان ، یک نظر با قصد خیـــــر
بر رخ ناهیـد و مینـــــا و صنــــــوبر می کنند
بعدِ چنـــدی کز وفات جانگــــــداز او گذشـــت
بابت تسلیّت خــود فکـــر دیگـــــر مـــی کنند
دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال
جانشیـــــن بی بدیل یار و همســــــر می کنند
کــج نیندیشید فکــر همســــــر دیگر نیَند
از برای بچه هاشان ، فکر مـــادر مـــی کنند
پاسخ:
سپاس رضا جان
جمعه 13 دی‌ماه سال 1392 18:59
فراموش شده...
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهربان
حالت خوبه ؟
پاسخ:
سلام سید جان ارادت داریم.خدا نکنه فراموش شده باشی ...تنبلی من را ببخش....شاد باشی و سلامت
شنبه 14 دی‌ماه سال 1392 11:45
نرگس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
“دوستان، فرشته‌هایی هستند که شما را بر روی پاهایتان بلند می‌کنند، زمانی که بال‌های شما به سختی به یاد می‌آورند چگونه پرواز کنند.”


سلام آقای کاظمیان
روزتون به خیر و خوشی
ممنون از محبت و احوالپرسیتون
امیدوارم همیشه در کنار خانواده عزیزتون بهترین و زیباترین لحظات رو داشته باشید .
بازم ممنونم از محبت شما .
پاسخ:
سلام نرگس خانوم ...خیلی خوشحالم که برگشتین...وظیفه ام را انجام داده ام...امیدوارم همیشه شاد باشی و سلامت
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد