X
تبلیغات
رایتل

باد صبا

دکتر شریعتی:خدا نکندعقده های کسی به عقیده اش تبدیل شود .در برابراین آدم ها هم فقط باید خندید .

خاطرات سال ۹۱

خاطرات سال 1391
یواش یواش در حال گذر از آخرین روزهای سال 1391 هستیم  
همه ما خاطراتی را در  این یک سال داشتیم .
اتفاقات، حرف‌ها، تلخی‌ها،  گفتگوها ، و هر چیزی که در این 1 سال اتفاق افتاد ....
این پست را به رسم یادگاری ایجاد کردم برای گفتگو ...
بیایید خاطرات تلخ و شیرین سال 91 را برای هم  بنویسم . 
  خاطرات شیرین؟

  خاطره تلخ : ؟

شما چه خاطره ای در سال 91 دارید ؟

تاریخ ارسال: شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 18:36 | نویسنده: علی کاظمیان | چاپ مطلب
نظرات (41)
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 20:00
سمیه روزبهانی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام. ممنون. جالبه.
خاطرات شیرین من در سال 91:
1. بهبودی داجاد به لطف خدا و دعای خیر دوستان.
2. ملاقات با دوستان وبلاگنویس (خانواده آقای قاسمی، خانواده آقای کاظمیان، خانواده خانم سپهوند، آقای غضنفری، خانواده سارا جون)
3.با ابتکار آقای بهرام سلاحورزی عزیز، آقای تاج‌مهر سردبیر مهربانم برای اولین‌بار برام کامنت گذاشت.
4.یادم نمیاد
خاطرات تلخ من در سال 91:
1. به کما رفتن داجاد
2.بیماری پسردایی
پاسخ:
سلام و سپاس از حسن دقت شما و تشکر از اینکه تشریف آوردید...شاد باشی و سلامت
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 20:21
عابدین بهاروند
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام جناب آقای کاظمیان
امیدوارم هر چه خاطره است خاطره های خوب باشند و اگر خاطره تلخی هم هست به شیرینی ختم شده باشد.
1- شیرین ترین خاطره من در سال 91 آشنا شدن با دوستان وبلاگ نویس بود چون وقتی به سال 90 برمیگردم من هیچکدام از این دوستان را نداشتم ولی الان حداقل بیش از پنجاه دوست وبلاگ نویس پیدا کرده ام.
2- تلخ ترین خاطره سال 91 تصادف با ماشین بود اردیبهشت 91 همراه با همسرم که از اتوبان آزادگان تهران در حال حرکت بودیم با یک پراید که از سمت راست می آمد تصادف کردیم به طوریکه ماشین بعد از برخورد به گاردریل دقیقا 180 درجه چرخید و از آنجا که خداوند عمر دوباره به ما بخشیده بود ماشین های پشت سر به ما برخورد نکردند و سالم ماندیم (کسانی که از اتوبان آزادگان آمد و رفت داشته اند میدانند چقدر شلوغ است و بیشتر ماشین های سنگین رفت و آمد دارند) و پس از تصادف متوجه شدیم که سه نفر سرنشین پراید مشروبات الکلی مصرف کرده بودند و جالب اینکه خصارت بیمه هم به ماشین من تعلق نگرفت و کلی دردسر داشتم.
پاسخ:
سلام آقای بهاروند خاطره شیرین شما متعلق به همه ماست...خوشحالم که اون تصادف هم به خیر گذشته ...ممنونم از حضورتون شاد باشی و سلامت
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 20:39
سپیده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام تمام روزها خاطره است ولی متاسفانه فراموشکار شدم خاطرات خوب یادم نمیاد !ببخشید. منتهی خاطرات بد بیشتر یادم میاد که ننوشتنشون بهتره چون ممکنه دوستان رو به گریه بندازم
پاسخ:
سلام خواهش میکنم پیش میاد امیدوارم که روز بد در زندگی نداشته باشید
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 20:47
فاطمه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام علی آقا
خدا رو شکر در این سال من و خانواده تونستیم بعد از چند سال به سفر خانه خدا بریم
دخترم مدرک کارشناسیه ارشدشو گرفت
پیدا کردن دوستان خوب و یگرنگ وبلاگی که انشالله خدا بهشون توفیق بده سال جدید سالی پر از خیر و برکت داشته باشند
اتفاق تلخ، یکی از آشنایانمون به جوار حق شتافت .روحش شاد
پاسخ:
سلام به به دیگه باید بگیم حاج خانوم...بابته ادامه تحصیل دخترتونم تبریک میگم ...پیدا کردن دوستان خوب هم نعمتی است که شامل همه ما شده است...امیدوارم که در این آغاز سال نو خدا جمیع اموات را بیامرزه...شاد باشی و سلامت
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 21:06
مهدی آخرتی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پیش و پسی بست صف کبریا

پس شعرا آمد و پیش انبیا


سلام دوست من
به روزم

این وبلاگ هفته ای چند بار به روز می شود
پاسخ:
سلام دوست عزیز ...شما خاطره تون را نگفتیدا...
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 21:11
فرهاد داودوندی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام
خاطره شیرین زیاد دارم. اما سفر به غار میرملاس و زیر باران و در گل و لای زمینهای کشاورزی، ماشین های در گل مانده را هل دادن خیلی به من چسبید! سه بار ماشینم را بردم کارواش، تا بالاخره یک رنگ و روئی گرفت!

اما از شوخی گذشته حضور با دوستان خوبی به مانند خود جنابعالی در آن مسافرت برایم دنیائی خاطره داشت.

سالها بود در مسافرت ها چنین به من خوش نگذشته بود

موفق باشی
پاسخ:
سلام عمو فرهاد سفر در کنار شما و سایر دوستان خاطره ایه که هرگز از یاد ههیچکداممان نخواهد رفت ...به امید سفر بعدی
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 21:50
رضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام علی جان

شبت خوش

بدون تعارف بگم من از سال 88 تا امروز روز زیاد خوشی نداشتم
همچنان گرفتاری ادامه داره
اما اگه بخوام به دو مورد اشاره کنم
خاطره خوبم مربوط به دیدن یکی از دوستان وب میشه
و تلخ ترین خاطره ام از دست دادن مادرم بود.
پاسخ:
سلام رضا جان ممنونم از حضورت دیدن دوستان همیشه شیرینی خاص خودش را داره...امیدوارم که خداوند بزرگ روح مادرتون را غرق رحمت خودش بکنه...شاد باشی و سلامت
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 22:03
آتوسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
sghl..jgoha fdajv hc advdkha f,n..rslj lh il hdk f,n..hdahgh shg 92 d;d hc fijvdk shgihd ulv ill,k fhai
پاسخ:
سلام منکه نتونستم بخونمش اگه میشه دوباره بفرستید
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 22:04
قاسمی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام علی آقا . ابتکار جالبی بود. من را به فکر فرو برد . هر چه از خاطرات خوش یاد کردم ، یک سرش به وبلاگ و وبلاگنویسان ختم می شد . از دیدار با سالمندان گرفته تا این آخری جشنواره صدای عشایر . مرا ترغیب کردی که این هفته کارنامه یکساله وبلاگ را منتشر کنم ....

سه تا از شیرین ترین آنها را برایت می گویم . اولی اش : دیدار گروهی با وبلاگ نویسان از خانه سالمندان خرم آباد به چندین و چند دلیل.... و دومی اش باور بفرما خوب شدن حال داداش خانم روزبهانی بود ... نمی دانی وقتی در تهران خبر بهبود برادر ایشان را از زبان خودش شنیدم چه حالی شدم .....
- و سومی حضور در بین خانواده سه قلوهای ازنایی

نلخ ترین ها : 4 روز زندگی با مردم زلزله زده ورزقان و هرسین - در گذشت دوست عزیزم نعمت مجیدی و همچنین درگذشت استادم رضا پور فرخ

پاسخ:
سلام داداش زحمات شما در راه اعتلای دوستی ها بر هیچکس پوشیده نیست و مطمئنم کارنامه یکساله شما بسیار خواندنی باشه...چون درد شما درد مردمه خاطرات شیرین و تلخمون مثله همه من هم همانند شما رفتن به سرای سالمندان و مخصوصا خوب شدن برادر خانم روزبهانی برایم کلی نشاط آور بود چون در ناامیدی داشتیم سراغی از ایشون میگرفتیم تا بتوانیم تماسی بر قرار کنین که یکدفعه شما تماس گرفتی و این خبر خوب را از زبان ایشان دادی...خداوند تمام اموات را هم بیامرزد که جایشان در عید امسال خالیه...ممنونم از حضورتون شاد باشی و سلامت
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 22:24
امیر رضا قاسمی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عمو جان . چه کار خوبی کردید .

اول خاطره تلخ را می گویم :
چند روزی که به منطقه زلزله زده رفتیم را هیچوقت فراموش نمی کنم . زندگی مردم زیر آوار بود و دیدن مادری که برای دخترش گریه میکرد و ....

خاطرات شیرینم خیلی زیادند . دیدار وبلاگنویسان و ... در تمام مراسم وبلاگنویسان به من خوش گذشت . ولی شاید باور نکنید ، شیرین ترین خاطره ام مربوط به ایام زلزله بود ...
با بازماندگان بر سر قبر مرده ها بودیم که صدای دست زدن مردم بلند شد و همه کف و سوت می زدند .ما هم متعجب رفتیم ببینیم چه خبر است ... گوسفندی زایده بود و بره خوشگلی بدنیا آورده بود ... چقدر خوشحال شدم
پاسخ:
سلام امیر جان خاطراتت بسیار جالب و خواندنی بودند دستت درد نکنه ...رفتن شما به اون مناطق حرکتی زیبا و قابل تقدیر بود...شاد باشی و سلامت
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 22:33
آیدا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام جناب آقای کاظمیان
بهترین خاطره من : اول خواندن نماز بود و دوم آشنا شدن با دوستان وبلاگ نویس و مخصوصا خانم روزبهانی

بدترین خاطره : بچه های زلزله زده در آذربایجان و نداشتن بهداشت و غذا . خیلی ناراحت کننده بود
پاسخ:
سلام عمو جان قربونش برم خاطراتت هم مثل خودت و اخلاقت زیبا و دوست داشتنی هستند...تا جایی که من میدونم خانم
روزبهانی هم خیلی شما را دوست داره مثل بقیه بچه های وبلاگ نویس...شاد باشی و سلامت
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 22:37
امیر رضاپناه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
هر چی آرزوی خوبه مال تو
هر چی خاطره داری مال من

سلام علی جان
بنده هم مثل دیگر دوستان سال91 را با خاطرات تلخ و شیرین زیادی به سر بردم. آرزوی سعادت و بهروزی تمامی دوستان عزیز را در سال پیش رو دارم.
پاسخ:
سلام امیر جان ممنونم از لطف بیکرانت امیدوارم همیشه شاد باشی و سلامت
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 22:50
ونوس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آقای کاظمیان ..
واقعیش سال 91 برای من خیلی سال خاص و خاطره انگیزی نبود و اتفاق مهمی چه خوب و چه بد رخ نداده که توی ذهنم باقی بمونه شاید سلامتی و کنار خانواده بودن بهترین خاطراتم رو در این سال رقم میزنه و البته مثل بقیه ی دوستان وارد شدن به دنیای مجازی ، اما یه خاطره ی بسیار تلخ در این روزهای آخر سال 91 برام به جا موند که روزهای پایانی سختی رو برام رقم زده و اونم یه بی عدالتی بسیار بزرگ در محل کارم بود ...
پاسخ:
سلام دوست گرامی ...چیزی هم که باقی میمونه همون سلامتی و تندرستی هستش...در مورد بی عدالتی در محل کار هم چیز جدیدی نیست و در همه جا همه نوع ادم پیدا میشه مهم برخورد شما با اونهاست...شاد باشی و سلامت
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 22:52
عبدالرضا قاسمی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام علی جون

آخانم توسا نوشته بود:
sghl..jgoha fdajv hc advdkha f,n..rslj lh il hdk f,n..hdahgh shg 92 d;d hc fijvdk shgihd ulv ill,k fhai

تعجب می کنم چطور متوجه نشدی چی نوشته. ایشون نوشته :

سلام . تلخاش بیشتر از شیریناش بود . قسمت هم این بود که ایشااله سال 92 بهترین سالهای عمرمون باشه .....( دیدی تو تمام زبانها تخصص دارم )
پاسخ:
سلام داداش ایولا شما حوصله داشتی یکی یکی معادل لاتین فارسی گذاشتی من اسیر این صبرتم عزیز..بابته ترجمه هم ممنونم
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 22:57
آتوسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام..

تلخیاش بیشتر از شیرینیاش بود..شایدم فقط ظاهرش اینطور باشه..
تلخترینش جدا شدن از عشقم بطور 100٪در همون روزهای ابتدایی عید بود..

شیرینترینش یادم نیست شایدم نبوده واقعا..

ایشالا سال 92 یکی از بهترین سالهای عمرمون و سال ظهور مولامون باشه..
آمین
پاسخ:
سلام آجی همه ما آرزوی فرج مولا (عج) را داریم ...منم امیدوارم که سال ۹۲ از اول تا آخرش به کامت باشه...امیدوارم همواره شاد باشی و سلامت
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 23:05
ونوس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آقای کاظمیان سلام
پست جالب شما منو وادار به تقلید کرد به روزم با یه پستی که منتظر نظرات شماست ..
پاسخ:
سلام خانم مرادی عزیز صاحب اختیار هستید...چشم حتما میام خدمتتون...
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 23:35
سایه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وعرض ادب
پست جالبی ست.من درسال گذشته خاطره ی شیرین خاصی نداشتم چون موفقیت خاصی کسب نکردم برخلاف سالهای گذشته
که موفقیتهای علمی بیشماری رابدست می آوردم.اما خاطره تلخ
ازدست دادن مامان بزرگم بودکه ضایعه ی بزرگی بود.البته اینهادر زندگی شخصی بود.ولی درسطح جامعه همگی شاهدحوادث تلخی
بودیم که هرگزفراموش نخواهندشددرحالیکه بازهم خاطره شیرینی
قابل درک نبود.امیدوارم زندگی شماتماما خاطرات شیرین ولذت بخش باشه.
پاسخ:
سلام سایه خانوم ممنونم از لطف و حضورتون امیدوارم خدای بزرگ مادر بزرگتونو بیامرزه و سال ۹۲ سال موفقیت روز افزون باشه...شاد باشی و سلامت
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1391 00:56
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام احوال شما...چه سوالی جالبی ....
خاطره شیرین..: زیاده آقا علی ...اما بدون تعارف و رک میگویم دیداربا عموهوشنگ و خاله عزیزم و شما و خانواده محترمتون یکی از شیرین ترین خاطره سال 91 برای من بود خودتون دیدید که بال در اورده بودم از ذوق و خوشحالی ...من عاشق مردمان لرم ...راستی ملاقات با اقای قاسمی و پسرشان هم برایم واقعا خاطره انگیزبود ...به امید دیدار ...قرارمان باشد سر دوراهی زاغه ...به خرم آباد...زادگاهم....قرارمان باشد کنار درخت های بلوط ...کنار فلک الافلاک...کنار گردوبرینه...کنار برج اجری...بام خرم آباد....کنار آرامگاه استاد مرحوم سقایی....

تلخ..........بزار از تلخیش نگم که دل هر دویمان به درد می آید ....از دست دادن یه عزیز خیلی سخته خیلی...مدتهاست برای خودم زندگی نمیکنم فقط برای خوشحال کردن عزیزانم که برام مهم هستن زندگی می کنم ...بگذریم ....
راستی خودتونم بگید دیگه ....
پاسخ:
سلام ابجی عزیز یادت رفت اسمت را بنویسی...منم میگم دختر زاگرس
دیدار با شما هم برای من افتخاری فراموش نشدنی بود...خواهشا قرارمون یادت نره به ما و عمو هوشنگ قول دادی که میای...بی خیال تلخ ها مهم اینه که تموم شدند...چشم خودم هم در آخر خاطره ام را میگم ...شاد باشی و سلامت
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1391 01:08
امیر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام علی آقای عزیز
راستش شرکت کردن تو نظرسنجیتون از این بابات که حرف یکسال از عمر آدمه یکم سخته!
اما در کل شکر خدا سال ۹۱ برام تا این ثانیه اش خاطره تلخ آنچنانی نداشت. بالا و پایین های روزگار بود و به یاری خدا پشت سر گذاشته شد.
اما در مقابل این خدای ما امسال تا دل بخواد به ما نعمت خوب داد.
سلامتی و دلشادی خوانوادم...
آشنایی و دوستی و مسافرت با شما و برادران و خواهران هم استانی دیگرم...
ساخت موفق دو فیلم داستانی و مستندم...
و خیلی نعمت های خوبه دیگه که امیدوارم لایق نگه داشتنشون باشم.
پاسخ:
سلام امیر جان خوشحالم که سال ۹۱ سلامتی و موفقیت داشته برات ...دیدار شما و سایر دوستان هم برای ما افتخار بود ...امیدوارم در امر فیلم سازی هم موفق و سربلند باشی عزیز...شاد باشی و سلامت
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1391 02:08
رضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام داش علی
بهترین خاطره: آشنایی با دوستان جدید در سال ۹۱


تلخ‌ترین خاطره: وفات برخی از اقوام و دوستان (از جمله پیشکسوتان ورزش)
پاسخ:
سلام داش رضا ممنونم از حضورت دوستی با بچه های وبلاگ نویس سعادتی بود که شامل حال ما هم شد (البته ما از قبل دوست بودیم)...
امیدوارم که خدای بزرگ همه رفتگان را قرین رحمت خودش بکنه ...شادباشی و سلامت
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1391 02:14
فاطمه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام علی اقای بزرگوار
نیمه شب بخیر
ایده جالبیه احسنت
خاطره خوب :پیدا کردن دوستان خوب و بامحبت در دنیای محازی

و خاطره بد: که البته شخصی نیست دردی مشترک بین همه اقشار جامعه تورم ،گرانی.......
امیدوارم سال اینده سال خوبی از نظر اقتصادی برای مردم باشه
پاسخ:
سلام دوست عزیز ممنونم از حضورتون واقعا مشکلات اقتصادی میتونه خاطره ای تلخ باشه ولی پیدا کردن دوستان خوب از تلخی اون کم میکنه...شاد باشی و سلامت
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1391 10:15
یاسی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خسته نباشید
سالی که گذشت برای منم پر بود از خاطرات تلخ و شیرین
خاطرات تلخ رو سعی میکنم به دست فراموشی بسپارم و دوست ندارم یادی ازشون بکنم و اما خاطرات شیرین رو مدام تو ذهنم مرور میکنم
شیرینترین خاطره امسالم مربوط میشه به روزیکه خبر قبولی دخترم تو کنکور ارشد رو شنیدم و دقیقا همون روز هم به استخدام یه شرکت تووپ دراومد. کلی ذوق کردم
ممنون از این پست جالبتون
موفق باشید
پاسخ:
سلام دوست عزیز خوشحالم که رشد و تحصیل فرزندتون مایه شادی و خاطره شیرین برای شماست ...امیدوارم که در سال۹۲ خودتون و بچه ها به موفقیت روز افزون دست پیدا کنند ...شادباشی و سلامت
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1391 10:22
رضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر

همسـردارى مـدرن را بیـاموزیم ...(1)


1. همسرتان را به عنوان یک مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید.

2. همسر خود را به چشم یک شی‌ء مسئول ننگرید. بلکه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید.

3. جنبه یا بخش‌هایی از شخصیت شوهرتان را که باعث تمایز او از سایرین می‌شود را مورد توجه و تحسین قرار دهید.

4. برای اینکه همسرتان با شما روراست باشد سعی کنید او را درک کرده و برای افکار و احساساتش ارزش قایل شوید. اگر حرف‌ها و گفته‌های او مطابق میل شما نیست از خود واکنش تند نشان ندهید زیرا به این وسیله بذر بی‌اعتمادی را در زندگی خود می‌کارید.

5. وقتی همسرتان با شما درد دل می‌کند و راز دلش را با شما در میان می‌گذارد، احساساتش را بپذیرید و به او نگویید که اسرار درونش ناخوشایند و بی‌رحمانه است‌.

6. به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نکنید زیرا انتقاد پیاپی باعث می‌شود که شوهرتان از شما فاصله بگیرد.

7. او را به درک نکردن‌، عدم صمیمیت و بی‌احساس بودن متهم نکنید. زیرا او درک کردن‌، صمیمیت و با احساس بودن را به شیوه مردانه نشان می‌دهد.

8. نیازهای واقعی شوهرتان را دریابید. این امر اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه همسرتان این نیازها را باز گوید و به همین جهت در مواقع مناسب با لحن ملایم در مورد نیازهایش از وی سؤال کرده و دیدگاههای واقعی وی را نسبت به خود و زندگی‌تان دریابید و در نهایت جوابی را که شوهرتان می‌دهد بدون انتقاد و جبهه‌گیری بپذیرید.

9. زمانی که همسرتان با شما صحبت می‌کند به دقت به حرفهای او گوش فرا دهید زیرا عدم توجه شما به گفته‌های او عدم علاقة شما را نشان می‌دهد.

10. هیچوقت از کارهایی که همسرتان برای جلب محبت شما انجام می‌دهد انتقاد نکنید برای مثال وقتی او به شما محبت می‌کند، آن را بیش از اندازه لوس ندانید او به شیوة خود ابراز محبت می‌کند.
پاسخ:
سلام رضا جان سپاس از کامنت زیبایت
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1391 11:42
محمد مبارکی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آقای کاظمیان
خوشبختانه خاطره ی خیلی بدی نداشتم اگرم چیزی بوده فراموش کردم.
درمورد خاطرات خوب هم باید بگم که شیرین ترینشون قبولی دانشگاه بود.
موفق باشید
پاسخ:
سلام آقا محمد تبریک میگم امیدوارم سال ۹۲ پر بارتر از امسال گردد و باز هم خاطره تلخ نداشته باشید...شاد باشی و سلامت
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1391 14:04
زوشا بیرانوند
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست خوبم!
امیدوارم خوب باشید!
خوش وشیرین بسیار بود.... اما گذشت ،انچه ماند برچسب هایی بر ضمیر ما..............
سالی سرشار از شادی و سلامتی
در کنار خانواده عزیز و دوستداشتنی تان را از خدا براتون آرزومندم.
پاسخ:
سلام دوست عزیز ممنونم از لطفتون منم متقابلن سالی توام با شادی سلامتی و موفقیت را برای شما آرزو دارم...به امید نداشتن خاطرات تلخ
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1391 14:12
دخترزاگرس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام احوال شما...چه سوالی جالبی ....
خاطره شیرین..: زیاده آقا علی ...اما بدون تعارف و رک میگویم دیداربا عموهوشنگ و خاله عزیزم و شما و خانواده محترمتون یکی از شیرین ترین خاطره سال 91 برای من بود خودتون دیدید که بال در اورده بودم از ذوق و خوشحالی ...من عاشق مردمان لرم ...راستی ملاقات با اقای قاسمی و پسرشان هم برایم واقعا خاطره انگیزبود ...به امید دیدار ...قرارمان باشد سر دوراهی زاغه ...به خرم آباد...زادگاهم....قرارمان باشد کنار درخت های بلوط ...کنار فلک الافلاک...کنار گردوبرینه...کنار برج اجری...بام خرم آباد....کنار آرامگاه استاد مرحوم سقایی....

تلخ..........بزار از تلخیش نگم که دل هر دویمان به درد می آید ....از دست دادن یه عزیز خیلی سخته خیلی...مدتهاست برای خودم زندگی نمیکنم فقط برای خوشحال کردن عزیزانم که برام مهم هستن زندگی می کنم ...بگذریم ....
راستی خودتونم بگید دیگه ....
پاسخ:
سلام آبجی بالاخره خودت را معرفی کردی باز هم میکم ما بی صبرانه منتظرتیم اگه نیای همه با هم میایم
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1391 14:43
علی کاظمیان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام به همه دوستان خوبم دختر زاگرس گفته بود خودمم خاطره ای بنویسم و دیدم که بی ادبی است که این کار را انجام ندهم بهترین خاطره سال ۹۱ من دوستی با دوستانی است که قبلا به آنها مجازی میگفتند ولی الان همه شدند دوست واقعی...رفتن به سرای سالمندان دیدار با دختر زاگرس سفر به میر ملاس و دوستان کوهدشتی و آشنایی با خانم روزبهانی که با خبر هم شدیم داداششون حالش خوب شده است...و خاطره تلخ هم بیکار شدنم در امسال و تویه خونه موندنم بود که خیلی تاثیر منفی برایم داشت
به امید سالی خوب و شاد برای همگی شما عزیزان
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1391 17:00
نرگس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آقای کاظمیان
ممنون از دعوتتون و ببخشید که مثل همیشه با تاخیر میام
خاطره شیرین زیاد دارم شیرین ترینش لحظه سال تحویل در حرم امام رضا بودیم و خیلی حال و هوای خوبی داشت و البته نزدیک بود از ازدحام جمعیت خفه بشم ولی شانس آوردم وهنوزم وقتی با خانواده اون لحظه هایی رو که همدیگرو گم کرده بودیم و در حال غرق شدن در بین جمعیت بودیم رو مرور میکنیم برامون خیلی لذتبخشه
ویکی دیگر از خاطرات شیرینم هم آشنا شدن با دوستان مجازی هست از جمله خود شما بزرگوار
که خیلی خوشحالم و امیدوارم سالیان سال با خوشی و سلامتی لحظات رو پشت سر بگذارید
خاطره تلخ هم متاسفانه چند تن از عزیزانمون رو از دست دادیم که انشالله روح همه اموات شاد باشه
پاسخ:
سلام دوست عزیز خوش به سعادتتون که لجظه شال تحویل تویه حرم امام رضا بودید...دوستی با شما هم یکی از بهتر ین خاطرات منه...امیدوارم که خدای بزرگ همه اموات را بیامرزه ممنونم از حضورتون ...شاد باشی و سلامت
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1391 17:40
فاطمه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
[گل][گل][گل] مــژده ای مــرغ چـمن فـصل بـــهار آمــد بـاز [گل][گل][گل]

سلام دوست بزرگوار [گل]

با بهارانه ی شاعران منتظر حضور سبزتان هستم...[گل]

[بدرود]
پاسخ:
سلام دوست عزیز چشم حتمن خدمت میرسم
دوشنبه 21 اسفند‌ماه سال 1391 09:29
رضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
همسـردارى مـدرن را بیـاموزیم ...(2)

11. او را به شیوه خودتان دوست نداشته باشید بلکه به وجود او نیز اهمیت بدهید. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج‌تان‌، هدیه‌ای به او می‌دهید سعی کنید از قبل در مورد هدیة مورد علاقه‌اش اطلاعاتی به دست آورید.

12. از همسر خود انتظار نداشته باشید که با تمامی طرح‌ها و ایده‌ها و افکار شما موافق باشد و آنها را تحسین کند. واقع بین باشید و به او اجازه دهید که نظرش را هر چند که برخلاف میل شما باشد، بیان نماید.

13. اصرار زیادی برای جلب محبت همسرتان نداشته باشید و این نکته را زمانی که وی عصبانی است بیشتر مراعات کنید
14. برای همسر خود نقش یک زن حساس و شکننده را بازی نکنید. زیرا این حالت شما باعث می‌شود که همسرتان فکر کند شما ضعیف و بی طاقتید و اگر چیزی بگوید باعث رنجش‌تان می‌شود

15. سعی کنید که در ارتباط با همسرتان همواره هویت خود را به عنوان یک زن و همسر حفظ کنید. زنی که توجه به روابطش به قیمت از دست دادن هویتش تمام شود به خود و روابطش صدمه می‌زند.

16. اگر احساس می‌کنید که در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پایینی برخوردارید و میل دارید که او را وادارید تا در این زمینه به شما کمک کند که از احساس خوبی برخوردار شوید اشتباه می‌کنید.

17. زمانی که همسرتان از فشار عصبی رنج می‌برد سعی نکنید از لحاظ احساسی به او نزدیک شوید. زیرا اگر برای صمیمیت و نزدیک شدن به او فشار آورید فقط او را عصبانی‌تر کرده و از خود دور می‌کنید.

18. در زندگی زناشویی خویش سعی کنید خود را مسئول خوشبختی خود بدانید. زنی که مسؤولیت خوشبختی زندگی مشترک را فقط بر عهده شوهرش می‌گذارد یک همسر آزرده و افسرده به بار می‌آورد.

19. او را به دوست نداشتن و گریزان بودن از همسر و زندگی متهم نکنید. زیرا وی اعتقاد دارد که شریک زندگی‌اش را دوست دارد و از او گریزان نیست ولی به نظرش او را متهم به چیزی می‌کنید که در موردش صدق نمی‌کند و این مسئله موجب کدورت در روابط می‌شود.

20. وقتی شما درمی‌یابید که در ایجاد مشکلات زندگی خود سهم داشته‌اید و آن را به همسرتان بگویید عشق و محبت بار دیگر در زندگی‌تان شکوفا می‌شود. زیرا بعد از آن همسرتان نیز سهم خود را می‌پذیرد و با کمک شما درصدد رفع مشکل بر می‌آید.
پاسخ:
سپاس رضا جان
دوشنبه 21 اسفند‌ماه سال 1391 15:26
ناهید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
آقای کاظمیان گمان می کنم طرح این موضوع و شنیدن خاطرات خوش دوستان
خود حلاوت تعریف یک خاطره خوش و چه بسا بیشتر را دارا باشد.
افسوس آدمی خاطرات تلخ برایش ماندگارتر است ! فی المثل من تاریخ و زمان دلخوری از کسانی را که برایم مهم ترند را از برم
هر چند باید تکرار نمود و باز هم نمود:

این نیز بگذرد.
پاسخ:
سلام خواهر گرامی قطعا آدم از کسانی که دوستشان داره توقع بیشتری داره و دلخوری از اونها بسیار دردناکه ...ممنونم از حضورتون شاد باشی و سلامت
دوشنبه 21 اسفند‌ماه سال 1391 19:51
حشمت اله آزادبخت
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خاطره ی میرملاس و هل دادن چند ساعته را هیچ وقت فراموش نمی کنم...
پاسخ:
سلام اقای ازاد بخت اون روز واقعا به یاد ماندنی بود ...شاد باشی و سلامت
دوشنبه 21 اسفند‌ماه سال 1391 21:24
حدیث
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مرسی از دعوتت دوست عزیزم
خاطره اگر در جهنم هم باشد دل را تنگ جهنم میکند و تو با تمام بهشتی بودنت در حسرت جهنمی …
یادت هست ، خیالت هست ، خاطراتت هست ، فقط کمی جای تو خالیست ، نمی آیی ؟
و
هیچگاه فاصله ها حریف خاطره ها نیستند …
بدرود
پاسخ:
سلام و سپس از حس زیبایتان شاد باشی و سلامت
دوشنبه 21 اسفند‌ماه سال 1391 23:51
سپیده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
روردگارا در روزهای پایانی سال به خواب دوستانم آرامش

به بیداریشان> آسایش / به زندگیشان > عافیت

عشقشان ثبابت / به مهرشان وفا / به عمرشان عزت

به رزقشان برکت / و به وجودشان صحت عطا بفرما

نوروز92پیشاپیش مبارک
پاسخ:
سلام ئوست عزیز منم ممنونم از لطفتون نوروز شما هم پیشا پیش مبارک..شاد باشی و سلامت
سه‌شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1391 12:29
نرگس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
زندگی در بردگی شرمندگی است
معنــی آزاد بودن زندگــی است
ســر که خـــم گردد به پای دیگــران
بر تن مــــردان بــود بــار گــران
بندة حق در جهـــان آزاده اســت
مســت وی فارغ زجام و باده است
خلیل الله خلیلی

سلام
روزتون خوش
امیدوارم لحظات شاد و ارامی داشته باشید
پاسخ:
سلام سپاس از کامنت زیبایتان
سه‌شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1391 12:54
اسدالله آزادبخت
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام داش علی مظلب زیبایی رو انتخاب کردی .درود برشما
پاسخ:
سلام عمو اسد ممنونم از لطفت خاطره ات را نگفتیا...
سه‌شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1391 21:40
ایالت خودمختار روانیها(مهدی یار)
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خاطره؟
والا اونقدر همه چی گرون شد!
من با افزایش قیمتها خاطره دارم!!! :دی
پاسخ:
سلام و سپاس از نظرتون
چهارشنبه 23 اسفند‌ماه سال 1391 09:42
سرای اندیشه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
هیچ خاطره ای فقط کار
پاسخ:
سلام بزرگترین تفریح و سرمایه کاره آفرین
چهارشنبه 23 اسفند‌ماه سال 1391 09:55
ایلیااهورا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام نازنین بروزم
پاسخ:
سلام چشم حتما خدمت میرسیم
چهارشنبه 23 اسفند‌ماه سال 1391 16:04
هوشنگ رئوف
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام علی عزیز توپلی ام / اومدم دیدم خاطره نویسی داشتی ویادم آمد که به من هم گفته بودی بنویسم می بینی فراموش کردم حالا خودت قاضی چی یادم مونده هیچی جز صفای خودت که همه ی خاطراتی از شوخی گذشته خوش ترین خاطره همان آشنائی با دوستان گل که خودت یکی شونی اما تلخ نه عزیزم تلخی ها را توی یه فنجان می ریزم و با قند صفایت سر می کشم تا باشد خوبی و خوبی و خوبی .
پاسخ:
سلام استاد بس شک یکی از بهترین خاطرات ما هم دوستی با شما و همسفر شدن باشما و خاله عزیز بوده است در مورد تلخی هم زیبا گفته اید نباید گذاشت طعم تلخی را چشید...ممنونم از حضورتان شاد باشید و سلامت
پنج‌شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1391 21:15
نسترن غلامی پور
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام برادر گرامی/ازانتخاب مطلب جالب شماسپاس گزارم.سالی که گذشت پراز خاطرات تلخ وشیرین بود که طبق فرمایش بیشتربزرگواران شیرینش آشنایی باخانواده بزرگ ودوستانی همچون شماست.وتلخیهایش هم بالطف وعنایت پروردگاربه شیرینی بدل شد.امیدوارم سال نو برای همه شما دوستان پراز خوشی وسربلندی وموفقیت باشد.
پاسخ:
سلام خانم غلامی پور امیدوارم که ایام همیشه به کام شما باشد ...آشنایی با شما هم از بهترین خاطرات ما بود...شاد باشی و سلامت
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد